أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
229
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
شيخ سالبه « 72 » بن ابراهيم بن ملك « 73 » شيخى بزرگمرتبه و بلندهمت و صاحب حال بود كه ادب از شيخ ابو مسلم فسائى « 74 » آموخته و شيخ ابو الحسن على بن خواجه
--> ( 72 ) - كلمهء « سالبه » كه در اسامى بسيارى از اهالى فارس در قرون وسطى ديده مىشود از اعلام عربى بصيغهء اسم فاعل مؤنث از « سلب » چنان كه در بادى امر ممكن است توهم رود نيست چه علاوه بر آنكه چنين علمى با اين هيئت و صورت مطلقا و اصلا در هيچيك از كتب تواريخ و رجال و معاجم عربى يافت نميشود در يك نسخهء بسيار نفيس مصحح مضبوطى از نفحات الانس جامى متعلق به آقاى عباس اقبال آشتيانى كه تاريخ كتابت آن در سنهء 1025 - 1026 است اين كلمه در سه مورد مختلف در تضاعيف آن نسخه صريحا ( سال به ) در دو كلمه نوشته شده و در يكى ازين سه مورد نيز بضبط قلم كاتب زير باء ( به ) كسرهء گذارده بطوريكه ازين طرز كتابت واضح مىشود كه اين كلمه از اعلام مركبهء فارسى بوده است مركب از « سال + به » با هاء ملفوظه از جنس روزبه و روزبهان و بهروز ، يعنى كسى كه هرسال او از سال گذشتهء او بهتر است ( يا بهتر خواهد بود تفاؤلا ) ، و آن سه مورد مذكور يكى در شرح احوال همين صاحب ترجمهء متن حاضر سالبه بن ابراهيم است ( شمارهء 347 از تراجم نفحات ) ، دوم در شرح احوال عمران ثلثى ( شمارهء 348 از تراجم نفحات ) بمناسبت اينكه وى معاصر بوده است با شيخ الشيوخ ابو الحسين احمد بن سالبه بيضاوى ( رجوع شود بص 54 از كتاب حاضر ، متن و حاشيهء 6 ) ، سوم در شرح احوال شيخ روزبهان بقلى ( شمارهء 320 از تراجم نفحات ) بمناسبت اينكه شيخ خرقهء او يكى از احفاد شيخ الشيوخ احمد بن سالبه مذكور بوده است ، - حال كه معنى اين كلمه و هويت آن معلوم شد پس قطعا نوشتن آن منفصلا به صورت ( سال به ) بطبق نسخهء مذكورهء نفحات براى دفع التباس آن بسالبة اسم فاعل عربى بعقيدهء ما بمراتب بهتر و نزديكتر بقياس است تا نوشتن آن متصلا به صورت ( سالبه ) ، ولى ما نظر باينكه در هر سه نسخهء شد الازار كه بدست ماست اين كلمه همهجا ( سالبه ) متصلا نوشته شده از خود هيچ تصرفى در املاى اين كلمه نكرده آن را عينا بطبق همان نسخ چاپ نموديم . - حاشيه علامه قزوينى . ( 73 ) - الشيخ سالبه بن ابراهيم بن ملك الممنع ( شد الازار ) - چنين است بعينه اين كلمه در ق يعنى الممنع ( با دو ميم و نون قبل از عين مهمله ) ، ب : الممتع ( بتاء مثناة فوقانيه بجاى نون ) ، در ترجمهء فارسى اين كتاب ص 86 اين كلمه را ندارد ، م و نفحات ( كه شرح احوال صاحب ترجمهء حاضر در آنجا نيز مسطور است ص 314 - 315 ) اين هرسه كلمهء اخير را يعنى « بن ملك الممنع » را هيچ ندارند ، ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 74 ) - به ظن غالب مراد ابو مسلم فارس بن غالب الفارسى از مشايخ متصوفه فارس و از معاصرين ابو عبد الرحمن سلمى متوفى در سنه 412 و شيخ ابو سعيد ابو الخير متوفى در سنه 440 و على بن عثمان هجويرى صاحب كشف المحجوب متوفى در سنه 470 بايد باشد و چنان كه ملاحظه مىشود با عصر صاحب ترجمه حاضر يعنى سالبه بن ابراهيم متوفى در سنه 473 كاملا وفق ميدهد - حاشيه علامه قزوينى .